عکس دفترچه بیمه
چند هفته پیش غزل سرما خورده بود و قرار شد که ببرمش دکتر اما وقتی وارد مطب شدم و دفترچه رو رو میز گذاشتم منشی تائیدش نکرد و گفت که حتما باید عکس دار باشه
تصمیم گرفتیم که تو خونه از غزل عکس بگیریم و ببریمش برای چاپ میگفتم غزل لبخند بزن بلند میخندید بابای غزل هم میگفت غزل دست منو نگاه کن مییومد جلو سرک میکشید تا انگشت بابا رو ببینه و میگفتم درست بشین دراز میکشید خلاصه یه 20 دقیقه ای طول کشید تا بلاجبار یه عکس برای چاپ گرفتیم خیلی خنده دار بود


اینم چند تا از حالتاش
الهی مامان بمیره یه خورده هم رنگش پریده و کسل بود
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عکس دفترچه بیمه 
